به نام کوچک فرزندانم

خرید بک لینک
من آن نهنگ سفید و باردارمکه شکمش به نوک دکل یک کشتی غرق شده در کف اقیانوس گیرکرد و پاره شدمن آن نهنگ سفید و باردارمکه وقتی از درون شکم پاره اشتکه های بچه نهنگ سفید بیرون میریختهمه گمان کردندنهنگ مقدس درحال ریختن نور به درون آبهای تاریک استم به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

یکی درون نای و استخوانهای من آواز میخواندیکی درون جمجمه و قوزک پایمیکی پشت زانوهایم دراز کشیده که کمی ازمن بزرگتر استفقط کمیخرس ماده ای که درون من دراز کشیده درون مرا زخم کرده استباتمام حرکاتش مجبورم حرکت کنمگاهی هنگام خواب باعجله همراهش به به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

با خودکشی هزارنهنگ معاصر بوده امبا زایمان چندین مار و پوست اندازی هشتاد گربهدرست نمیدانم باچند باران خیس شده امچند حبه تگرگ شیرین مثل نقل عروسی به سرم کوبیدههرچه هست بیشتراز هزار حبه باید باشد چندقطره بیشتراز دریای سرخ اشک شادی و اندوه از جمج به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

یونس توی نهنگ آرام نمی گرفتاز دیوارهای گوشتی زندان دریایی میتراشیددرون ماهی تابه و آتش می انداختناگهان از پهلوی پخته و تاول زده نهنگپنجرهای روبه دریا برای یونس باز شدکه هنوز روی بند بقا راه میرفتتا به نقطه کم درد فنا برسدمرگ و فنایی بدون د به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 105 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

درونم پنهان شده اندمثل انگوری درون انگور دیگردراین زمستان سخت و برفیبوران و یخبندان امانم رابریده من گربه چرت های طولانی کنار شومینه امکه با چق چق جرقه های آتش نیز پلکم نمیپردمن طاقت خیابانی زاییدن را ندارمشک ندارم سرزا خواهم رفتزاییدن درجو به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

چندین هزار مترسک گریانپاسبان پیراهن پاره و خونین قاصدک شده اندقاصدکی که استخوان دنده هایشاز ستون فقرات گلبرگ های وحشی اش جدا شدهمترسک که ازحد گذشتیک مزرعه ویران باقی خواهد ماندبا قاصدکی که مراقبت گلویش را دریده است.....نوشته شده در شنبه بیست به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 81 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

عروس درطبقه دوم کیک روبرویش دراز کشیده بودکه چاقوی عشق و عسلیک قاچ بزرگ و پرخامهازسینه اش بیرون کشیدناگهانسرخی خون گرم و جهنده دامادتمام سفیدی بخت رابه رنگ بالهای سفید مرغان دریایی درآوردهمان مرغان دریایی که مسیر مهاجرتشانازمیان غروب سرخ و به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

اعدام باطناب کلفت پلاستیکی جذابیتی نداردمن با شکنجه موافقمالبته این نظر من استشکنجه هم خسته کننده ودست وپا گیر استمن با سلول انفرادی موافقمالبته این نظر من استسلول انفرادی نیز بسیار خسته کننده استمن با بند عمومی موافقمالبته این نظر من استزن به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

ازدرون بندناف به دختری کم حرف نگاه میکنمکه ضخامت داماد اوراترسانده ابتدای بندناف به آسمان وصل بودانتهایش به دور گردن یک نهنگ پیر گره خورده که نه توان فرو رفتن درآب را داشتنه حوصله آمدن به سطح آب برای هواگیریمثل جزیره ای خسته و خالی منتظر تصمی به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 75 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

خوب میدانمهیچ وقت دیگردریا رااین همه آرام و بی صدا و تاریکنخواهم دیدانگار هزار نهنگ جوان و بازیگوشنمیخواهندناگهان دست ازبازی کشیدهبالهای خونین خود را گشودهدرون قلب تک تک شن های ساحلطوفان مرگ و خودکشی به راه بیاندازندچقدر ماه پاره پاره ی رو به نام کوچک فرزندانم...

ما را در سایت به نام کوچک فرزندانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 4:04

صفحه بندی